تبليغاتX
وب ديواري

87/02/22

آن روزها که می خواستمش کو ؟

همیشه‌ْ خواب‌ها
از ارتفاع‌ِ ساده‌ْلوحی‌ِ خودْ پَرت‌ْ می‌شَوَندُ می‌میرندْ
من‌ شبدرِ چهارْپَری‌ْ را می‌بویم‌ْ
که‌ روی‌ گورِ مفاهیم‌ِ کهنه‌ْ روییده‌ست‌ْ

***

حرفی‌ْ به‌ من‌ بزن‌ْ !
آیا کسی‌ْ که‌ مهربانی‌ِ یک‌ْ جسم‌ِ زنده‌ْ را به‌ تو می‌بخشدْ
جز درک‌ِ حس‌ِ زنده‌ْ بودن‌ْ از تو چه‌ می‌خواهدْ ؟

***

آن‌ روزها رَفتَند
آن‌ روزهای‌ خوب‌ْ
آن‌ روزهای‌ سالم‌ِ سَرشار
آن‌ آسمان‌های‌ پُر از پولَک‌ْ
آن‌ شاخ‌ْساران‌ِ پُر از گیلاس‌ْ
آن‌ خانه‌های‌ تکیه‌ داده‌ در حفاظ‌ِ سبزِ پیچک‌ها به‌ یک‌ْدیگر
آن‌ بام‌های‌ بادْبادک‌های‌ بازی‌ْگوش‌ْ
آن‌ کوچه‌های‌ گیج‌ْ از عطرِ اَقاقی‌ْ

(فروغ فرخزاد)

 

***

اما كو ..؟ كسي كه اينجا نيست !

 او گريخته است!

اطاق خالي است ، آغوشم قفسي است گشوده در باد .

با دستهايم چه كنم ؟

بيدار شدم ! همچون طفل نا آرامي كه تنها پروانه ي تنهايش ناگهان از دستش بگريزد ،

 در جستجويش ، بيقرار همه سو در اطاق چرخ ميزدم و سراسيمه و شوق زده به هوا مي پريدم

 و بر روي كتاب ها ، گل ها ، نوشته ها ، شيشه هاي پنجره ،

 در زير سقف اطاق ، در فضا ، در هر كجا مي يافتمش برميجستم ،

 به دو دست بر رويش چنگ مي زدم ...

(دكتر علي شريعتی)

 

***

 

نوشته شده توسط نويسنده در 2:58 |  لینک ثابت   • 

87/02/15

برای تو نوشتم

اين شعر اگر شعر باشد ٬ براي توست ;

 

....................................         .....................................

.................................

                               .....................................

...............................

                          ......................

                                                          ..................................

 

............................

...............................

 

.................................................................

 

...............................

                                          ....................................... و دوست دارم

نوشته شده توسط نويسنده در 3:20 |  لینک ثابت  

87/02/15

و عشق است کز سنگ جواهر می سازد

نوشته شده توسط نويسنده در 3:18 |  لینک ثابت  

87/02/15

شاید دیگه ..! چه میدونم

گاهي شايد لازم است از آنكه هستيم خارج شويم

  شايد لازم باشد كات بديم و پشته صحنه زندگي را خوب ورانداز كنيم

 آيا از نقش خود راضي هستيم ؟

 آيا از گروه و عوامل راضي هستيم ؟

 واقعا چطور مي شود نقش خود را دوست داشت ؟

 من امروز خسته ام . يك خسته ي به تمام معني ! ديگر تحمل هيچكس و هيچ چيز را ندارم .

  مي خواهم كات بدم . مي خواهم شايد يك فنجان چاي بخورم . شايد به فضاي باز و چند نفس عميق نياز دارم .

 اما ٬ اما  هيچ كس راضي به كات نيست . من دارم خورده مي شوم . من دارم از دنيا سير مي شوم .

 خيلي تلخ هست زماني كه احساس كني به آخر خط صفحه ي آخر زندگي رسيدي !

 نه پولي داري كه دفتر جديد بخري و نه مي تواني نوشته هايت را پاك كني !

 اين جملات  هم مي تواند آخرين كلمات يك نفر باشد كه خودكشي كرده و هم مي تواند كلماتي براي

  آغاز يك شروع دوباره باشد . چه مي دانم ؟ من سرانجام چه مي شوم و چه مي كنم .

 ديگر حتي سفر هم كاري از دستش بر نمي آيد برايم !

 شايد دلم مي خواهد چند زماني گم شوم .

 دور از همه . هيچ آشنايي نباشد. نه مادري نه پدري و نه دوستي . هيچ كس .

هيچ آدمي نباشد . مي خواهم خودم هم نباشم .

از دست خودم هم خسته ام . حالم بهم مي خورد از بس خودم نبودم . از بس گم كردم خودم را .

 از بس به ظاهر خنديم و در دل گريان و نالان .

 به قول يكي كه زماني خيلي دوست داشتمش :(( خسته شدم از بس براي اين و آن بودم ))

  شايد !

 

نوشته شده توسط نويسنده در 3:2 |  لینک ثابت   • 

87/02/08

صدای پای آب می آمد...

 صداي پاي آب مي آمد

از دور

از نزديك

مي آمد و از كنار نگاهم مي گذشت

و من بي هيچ واكنشي

تنها ي تنها نظاره گر رفتنش بودم

صدايش ٬ زمزمه گر نغمه ي جدايي

و آن سنگ دل فقط مي رفت

شايد مي دانست ماندنش جايز نيست

شايد مي دانست بماند گند مي زند

هر چه بود و هرچه مي دانست

به هيچ وقفه اي ٬ مي رفت

كاش مي فهمیدم٬ من هم بايد بروم

من هم بايد جاري شوم 

 

* * * * *

در وجودش نهاده بود صدف

مي رفت و مي رفت كه به دريا رسد

اين بود نهايت خوشبختي اش

 

* * * * *

بيا پرده ي آخر نمايش را قدري متفاوت باشيم

بيا و تو بمان و نرو

بشو بركه اي زلال

من هم بشوم پل

شايد يك روزي بگذرد زوجي بر فراز من و تو

 

* * * * *

دست ممتد تماشاگران

 

 

نوشته شده توسط نويسنده در 0:55 |  لینک ثابت   • 

87/02/03

ايران اله ايران بله !

ديشب داشتم يه فيلم مي ديدم كه ساخت 2008 هاليود بود كه تازه يه دو هفته ست رو پرده اومده .

تازه فهميدم كه نه خدا رو شكر كپي و دزدي فرهنگي فقط به ايران ختم نمي شه بلكه همه گيره .

حالا ديگه پي شو نگرفتم ببينم كه كار يه ايراني بوده يا غير ايراني ؟!!!

ما ايراني ها از اون قديمم تو كار كپي رايت بوديم . اونم بدون اجازه .

زمان كوروش و داريوش كبير هم كپي خيلي باب بوده . خود همون جوون مرد كبير – داريوش اول – هم وقتي داشت تخت جمشيد رو الم مي كرد تو كار ستوناش از آشوري ها ويوناني ها كپي زده بوده يه چيز شيكي داده بود بيرون كه هر كي ميخ ميشد عمرناش مي فهميد كپي شده اس.

اما ديگه بسه . چقدر كپي ؟ پس فكر خودمون چي ميشه ؟

 تا كي بايد از ويندوز و سيستم عامل فرنگي استفاده بشه ؟

به نظر من تو اين سال كه سال نوآوري و شكوفايي نهادينه شده بهتر بريم  رو پا خودمون واسيم و همه شكوفا شيم . هر كي تو هر زمينه اي . به دانشجو و نخبه و مخترع برنمي گرده .

مثلا همون سوپر گوشتي محل ميتونه با گوشت كيلو 10000 تو من شكوفا بشه و يه نوآوري بكنه .

چرا راه دور بريم . همين خودروي ملي . نهايت نوآوري . بنزين گرون ميشه خودرو هم گرون ميشه .

 يه معادله برگشت پذير . يه شكوفايي بي سابقه .قيمت پرايد در ايران با قيمت مدل جديد بنز در آلمان يكيه .

اين يعني چي ؟ يعني خوداتكايي . خود درماني .

اونوقت يه عده عوضي خود فروخته ي وطن فروش اونور آب رفتن شبكه زدن نه كه چشم ديدن اين همه شكوفايي رو ندارن هي ميگن ايران اله ايران بله !

آخه بي شعورا شما چي ميدونيد اينجا چه خبره ؟

شماها اصلا كارهاي زيرساختيه ايجا رو ميبينيد ؟ اينقدر زير ساختيه كه ما خودمونم  نمي بينيم .

 زير ساخت تر از مترو . مي فهميد ؟

شما ها اصلا ميدونيد نقدينگي اينجا چقدره ؟ اصلا تا حالا تو عمرتون 5000 تو ماني رو ديدين ؟

اصلا مي دونيد نوسازي بافت هاي فرسوده تهران 180 سال طول ميكشه ؟

اصلا ميدونيد همون بافت فرسوده هم گير نمي ياد ؟ گير بيادم متري 3 4 ميلي يونه

شماها چه ميدونيد ؟ ما داريم شكوفا ميشيم . ماها داريم به معتمدينمون راي ميديم .

ما ها داريم عراق رو شكوفا ميكنيم .

اصلا ولشون كن . نمي فهمن كه .

به اميد روزي كه همه ي اين شبكه هاي اون ور آبي برن زير آب كه الهي همه دستگاه هاشون زنگ بزن ديگه صداشون در نياد هي بگن ايران اله ايران بله !

نوشته شده توسط نويسنده در 0:14 |  لینک ثابت   • 

87/02/03

بدون شرح 1

نوشته شده توسط نويسنده در 0:12 |  لینک ثابت