در اندرون من كدامين جايگهي است كه خداوند من، او كه آفريدگار زمين و آسمان است، بدان در تواند شد؟ بارالها، آيا چيزي در نهاد من هست كه گنجايي تو را شايد؟ - يا نه بهتر آنكه بگويم، اگر نه در تو بودمي كه همه چيزها از توست و به توست و در توست، مرا بود و وجودي بود؟ ((آوگوستينوس)) . . . و هنگامی ترانه هایم را می خوانم، همسایگانم برای شنیدن نمی آیند. و وقتی در خیابان راه می روم هیچ کس به من نگاه نمی کند. فقط در خواب صدایی می شنوم که با غم و افسوس می گوید: ببینید! اینجا مردی خفته که اندوهش مرده است. ((جبران خلیل جبران))