تبليغاتX
وب ديواري - گیج و مبهوت

88/02/23

گیج و مبهوت

... و چه ؟!

در حصار قل و زنجير

پاي بسته گام هاي نفرت انگيز

به كجا امكان؟

وحشت از ديو سياهي كه تو باشي

فرار تا به اقليم عشق

حسي رقيق؟ دوستي ساده!

 

خوبي كجاست؟

با كدامين ساعت مچي خوابيده است

در كنار كدام ساز لَخت گرديده

كرخ نم كدامين ديوار

از پاي درآورده ست او را

 

اينجا كه دنياست

به سرعت دور مي شود از هستي

و زمان چند گام عقب تر

در پي نور!

 

خدا چه تصوريست

كه نيست، ناياب است

كدام فضاست

كه در طرح، بويش پيچيده

و در اجرا دركش هرگز!

به گمان نقطه خداست

دور و پايان!

نوشته شده توسط نويسنده در 14:25 |  لینک ثابت   •